X
باران و بهدین
من به والاترین مقام یک زن رسیدم و مادر شدم . من به اوج رسیدم
تاريخ : جمعه 21 مهر 1391 | نویسنده : روشنک
بازدید : مرتبه

مادر شدن عبور از سخت ترین امتحان خداوند برای من بود. نمیدونم چجور پشت سرش گذاشتم. گاهی ناشکری کردم. و هر از گاهی شکر . خدایا کمک کن  تو  بقیه این مسیر سربلند باشم. هم پیش تو و هم پیش زیباترین هدیه هایی که بهم دادی.



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 18 اسفند 1393 | نویسنده : روشنک
بازدید : 196 مرتبه

امروز گل پسر آقا پسرمون ،آقا بهدین گل وگلاب یه مرحله خیلی سخت رو با مردونگی تمام طی کرده. بععععععععععععله پسر ما امروز ختنه شده. خدا رو شاکرم که مثل همیشه نظر لطفشو شامل حالمون کرد و هم چیز خوب پیش رفت. خدایا هزاران بار شکرتمحبت

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : روشنک
بازدید : 163 مرتبه

محبت

اولین سونویی که برای تشکیل قلب جنین رفتم اواخر بهمن ماه بود و  به لطف خدا همه چیز خوب بود . قلب جنین تشکیل شده و سونو 9 هفته و 5 روز رو نشون داد. تاریخ زایمان طبیعی 31 شهریور ماه. البته فکر کنم بعدا این تاریخ به هم بخوره

پزشکم دکتر رضایی فر هستن که پسرکم رو همبه دنیا آوردن. و من از طبابتشون و دقت زیاد در کارشون راضی هستم.

برای 20 اسفند نوبت سونوی ان تی و غربالگری دارم. خدایا عاجزانه ازت میخوام نعمتتو در حقم تمام کنی و نینیمون سالم باشه. آمین

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | نویسنده : روشنک
بازدید : 114 مرتبه

خبر خبررررررررررررررررررررررر

 

باران و بهدین قراره صاحب یه داداش یا خواهر کوچولو بشن. الان قلب مامان به سه تیکه مساوی تقسیم شده . که بیرون از سینش میتپن. خدایا حافظ و نگه دار قلبهای کوچک من باش



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 3 دی 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 527 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

لطفا رمز را وارد کنید




ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : جمعه 29 آذر 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 176 مرتبه

یلداست

چه یلدای بی فروغی

چقدر ظالمانه شلاقهای برف تن رنجورم را مینوازند

چه ظالمانه رگبارها قلبم را نشانه گرفته اند

چقدر من و این کنده درخت پیر تنهاییم

و چقدر شبیه هم

مویرگهایم شبیه رگبرگهایش پر از صدای تبر است

یلداست

کسی  مرا  به بزم شبانه اش نخوانده است

تنهایم تنها تر از کنده درخت پیر

شاید سیره ای یلدایش را با او تقسیم کند

یلداست

و من تنهایم تنهاتر از یلدایی که رفت و

کسی پشت شیشه های غبار گرفته و سرد ، زلال چشمانش را روانه راهم میکرد

ومن  آن چشمها را میان سنگهای سرد و سخت و بی رحم گم کرده ام

یلداست ....

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 6 آذر 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 290 مرتبه

دوست دارم گل پسرم



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 6 آذر 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 161 مرتبه

باران جون با کلاه سورپرایزی خاله کارلیباران جونم با کلاه خاله کارلی



موضوع :
تاريخ : شنبه 6 مهر 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 242 مرتبه



موضوع :
تاريخ : جمعه 5 مهر 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 288 مرتبه



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 23 تير 1392 | نویسنده : روشنک
بازدید : 270 مرتبه

باران جونم میخوام برات خاطرات روزای شیرینی که تو دلم بودی و اون روزی که به دنیا اومدی رو بنویسم. البته کامل تر از قبل.شایدم یکم برگردم عقب تر و از روزای آشناییم با بابا برات بگم.



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 9 نفر
بازديدهاي ديروز : 5 نفر
بازدید هفته قبل : 81 نفر
كل بازديدها : 27800 نفر
امکانات جانبی